مؤلف مجهول

474

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

فصل بيست و ششم « 1 » در تذكرهء احوال بىبى سكينه رحمة الله تعالى عليها ، كه وى « 2 » از اولاد حضرت امام المتقين و برهان المحققين ابو حنيفهء كوفى رحمة الله عليه بود به سه واسطه . و مولد وى بغداد بود ، و مسكن و مدفن او نيز همين‌جا بود . و آن عزيزه بسى صالحه و عابده و مستوره بود . و رياضت قوى داشت و مجاهدهء شاقه . آن روز كه آن زهرهء جبين از كتم عدم به صحن فضاى « 3 » وجود آمد ، به مجردى كه از رحم مادر به زمين افتاد به شير و روغن و خون آلوده بود ، گفت : « اعوذ بالله من الشيطان الرجيم نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ » [ الصف : 13 ] . جد آن عابده در حيات بود . بسى « 4 » مرد كار كرده و رياضت كشيده و زهر مجاهده چشيده بود . طفل را در دامن آن بزرگوار انداختند ، و اين آثار و علامات وقت ولادت را به او بيان كردند . آن بزرگوار گفت : اى فرزند ! فرزند « 5 » تو چون شير ، پاك ضمير و روشن رأى و چون روغن ، نرم‌دل شود ، اما آخر كار « 6 » شهيد گردد ، زيراكه خون علامت « 7 » شهادت است . سخت گريست و خوشحال نيز شد . پرسيدند كه : اى بزرگوار ! اين دو فعل منفى يكديگر كه از ملازمان « 8 » ظاهر شد از براى چه بود ؟ گفت : اى ياران ! گريه از براى آن بود كه اين عاجزهء من در دست ظالمى « 9 » خواهد به طريق ظلم « 10 » كشته شدن . و خوشحالى از براى آن بود كه روز قيامت آمنا به و صدقنا مرتبهء شفاعت او را دهند كه چندين بندهء عاصى را شفاعت كند « 11 » كه ما عاصيان از زمرهء آنها خواهيم بود . چون « 12 » پنج روز از تولد او « 13 » گذشت در گهواره كردند ، گفت : نصر من الله و فتح قريب و بشر المؤمنين . و هميشه مىگفت . چون ده روز برين گذشت ، شبى « 14 » جدش در خواب ديد كه حضرت نبى صلى الله عليه و سلم حاضر شد و گفت : اى سلمى ! اين ممهد را تو بايد كه نگه نگه‌دارى ، و شير ندهى ، و طعام غليظ نچشانى و به شربت ترنجبين بپرورى ، و خوراك او سيب و خرما كنى كه وى بسى صاحب دولت است . اين بگفت و روان شد . بزرگوار بيدار شد ، به‌فور « 15 » برخاست « 16 » و به خانهء دخترش رفت و اين واقعه بيان كرد . و فرزند را گرفت و نيك محافظت كرد . و آنچه در خواب فرموده بودند به او عمل كرد . چون « 17 » چند روز برين

--> ( 1 ) - ب : باب چهل و نهم ( 2 ) - ب : - وى ( 3 ) - متن تق ، جميع نسخ : فزاى ( 4 ) - ب : - بسى ( 5 ) - ب ، ت : - فرزند ( 6 ) - الف ، ت : - كار ( 7 ) - ب : + آن است كه ( 8 ) - ب : + كه ( 9 ) - ب : ظالم ( 10 ) - ت : - ظلم ( 11 ) - ب : شفاعت خواهد كرد كه ( 12 ) - ب : القصه ( 13 ) - ب : - او ( 14 ) - ب : شب ( 15 ) - ت : بالفور ( 16 ) - ب : برخواست ( 17 ) - ب : - چون